يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم

 

گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم

 

خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد

 

بهرِ بهبود ولي فکر دوايي نکنيم

 

جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم

 

شِکوه از غير، خطا هست خطايي نکنيم

 

ياور خويش بدانيم خداياران را

 

جز به ياران ِ خدادوست وفايي نکنيم

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

 

گر که دلتنگ از اين فصل ِ غريبانه شديم

 

تا بهاران نرسيده است هوايي نکنيم

 

گِله هرگز نبُود شيوه ي دلسوختگان

 

با غم خويش بسازيم و شفايي نکنيم

 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 

وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم

 

 پر پروانه شکستن هنر انسان نيست

 

گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم

 

و به هنگام نيايش سرسجاده ي عشق

 

جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

 

مهرباني صفت بارز عشاق خداست

 

يادمان باشد از اين کار اِبايي نکنيم